تبليغاتX
سایت چانف
منوي اصلي وبلاگ
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
آر.اس.اس وبلاگ
مطالب تازه
ده درس یادگرفتنی از ژاپني ها
بخش آهوران چانف
شرحی بر زمستان (طنز)
چــــانفــــــــ

آرشيو وبلاگ
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
طراح قالب
قالب بلاگفا

سایت چانف

سایت اجتماعی، فرهنگی و خبری چانف

در ژاپن اتفاقي بسيار مهيب و مصيبتي وحشتناك اتفاق ميافتد و ميليارد ها دلار خسارات و هزاران نفر كشته و زخمي ميدهد،اما واكنش و رفتار عمومي به اين فاجعه در جامعه ژاپن بسيار درس اموز و در واقع يك كلاس آموزشي عملي رفتارهاي انساني در برابر دنيا قرار ميگيرد.

1) آرامش

حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سروصورت دیده نشد. میزان تاثر و اندوه بطور خود بخود بالا رفته بود.

2) وقار

صفوف منظم برای آب و غذا. بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.

3) توانمندی

بعنوان نمونه معماری باورنکردنی بطوریکه ساختمانها به طرفین پیچ و تاب میخوردند ولی فرو نمی ریختند.

4) رحم و شفقت

مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند.

5) نظم

غارتگری دیده نشد. زورگویی یا ازدست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.

6) ایثار

پنجاه نفر از کارگران نیروگاه های اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاهها ادامه دهند.

7) مهربانی

رستورانها قیمتها را کاهش دادند. یک خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند. دستگیری فراوان از افراد ناتوان.

8) آموزش

از بچه تا پیر همه دقیقا میدانستند باید چکار کنند و دقیقا همان کار را کردند.

9) وسایل ارتباط جمعی

در انتشار اخبار بسیار خوددار بودند. از گزارشات مغرضانه خبری نبود. فقط گزارشات آرامبخش.

10) وجدان

هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند.

 

 

در دنيا هيچ چيزي به اندازه آموختن براي ساختن يك زندگي انساني اهميت ندارد و اين آموزش از هر قوم و مليتي ميتواند باشد.

 

ما از امت همون پيامبري هستيم كه فرموده حكمت گمشده مومن است !

پس بيايد زيبايي ها را از هر كس كه شده يادبگيريم و يادبدهيم.

منبع: http://kaleme.tv/


نوشته شده در یکشنبه 25 دی1390ساعت 19:50 توسط سایت چانفــــــ> |
چند سالی بود که با نزدیک شدن ماه های دی و بهمن شایعه بخش شدن چانف قوت می گرفت حرف های مختلفی از دوروبری هایت می شنیدی یکی میگفت این بهمن ماه بخش میشه یکی میگفت نه دو ماه دیگه و دیگری میگفت سال بعد و...

وچندین سال با همین شایعات گذشت تا بالاخره امروز یکشنبه یازدهم دی ماه نود این شایعه به حقیقت پیوست . بله چانف بخش شد!!!  متن کامل خبر از این آدرس خبر بخش شدن چانف در سایت ایرنا

chanfGalaxy

الحمدلله به هر طریقی بود چانف بخش شد اما بعدش چی؟ آیا با بخش شدن چانف وضع چانف بهتر می شود؟دو دستگی و چند دستگی و عدم اتحاد طوایف چانف برطرف می شود؟ مشکلات معیشتی و کمبود امکانات چانف حل می شود؟ پست ها عادلانه و از روی شایستگی به افراد داده می شود؟

این ها سؤالاتی است که که شاید به ذهن هر فرد چانفی برسد.

اینک که چانف بخش شده است افراد زیادی از طوایف مختلف برای تصدی سمت های مختلف دندان تیز کرده اند و یا شاید هم قبلاْ همه این پست ها شامل بخشدار- شهردار و ... پیشاپیش تعیین شده است !!! الله اعلم

فرقی نمیکند که چه کسی بخشدار -شهردار و... شود فقط خدا کند این پست ها به کسانی داده شود که واقعا لیاقتش را داشته باشد و بتواند واقعا برای این بخش تازه متولد شده خدمت کند نه اینکه   این سمت ها به افرادی داده شود که فقط بند پ آن ها قوی است و هیچ لیاقتی ندارند. در هر صورت خدا بخیر کند

 


نوشته شده در یکشنبه 11 دی1390ساعت 20:24 توسط سایت چانفــــــ> |

« یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت »

در فصل پائیز و زمستان و شروع سرما مردم دیگر جانشان به لبشان می آید و هر فردی موظف است نفت بگیرد و در چراغ بریزد چراغ را روشن کرده و احیاناٌ اگر چراغ بو می دهد آن را بیرون خانه روشن کرده و چند دقیقه به حال خود رها کند و بعد از اتمام بوی چراغ آن را به داخل اتاق آورده و درها را بسته و چراغ را گرد می گیریم و مواظب درها باشیم که هر کس در را باز کرد به او گیر بدهیم که در را ببندد و هر لحظه چشمتان به در باشد .

در فصل زمستان که درخت ها از خواب پاییزی بر می خیزند و گلهای باقلا غنچه می زند مواظب باشید که این اخطاری است برای هر کودک و جوان و پیر و سالخورده که دچار گرفتگی باقلا نشوند . فصل زمستان فصل خوبی برای کشت و کار است و برای دعوا و فرار نیز مناسب است . چون هر مشتی که به طرف می زنید برابر است با ده مشت در تابستان . چون شدت سرما آنقدر درد را جمع می کند که بیا و ببین . و بعد از زدن مشت اگر طرف از شما قوی تر باشد در این حالت باید فرار را بر قرار ترجیح دهید و اگر حوصله فرار ندارید پس همانجا بمانید تا دهانتان را سرویس بکنند . و اما اگر اراده کردید که بدوید آنقدر در سرمای زمستان گرم می شوید که به عمرتان چنین گرمایی را حس نکرده اید .

در این فصل مردم نقاط مختلف ایران به کارهای گوناگونی مشغولند : در اصفهان که مردم منچ روی یخ را به هر بازی و تفریح دیگری ترجیح می دهند . در اردبیل در تمام سال با دسته بیل به سر هم می زنند و دردشان هم نمی گیرد چون کلاه سرشان رفته . و در کرمان و شیراز و لرستان نیز مردم با لگد به شکم هم دیگر می زنند و دردشان هم نمی گیرد چون پوتین پایشان است . و مردم مهربان تبریز سوار بر خرهای شان زندگی عادی خویش را سپری می کنند . در تبریز مردم هیچ سرما یا گرمایی را احساس نمی کنند و نان بربری در فصل زمستان خیلی بهشان می چسبد . در سیستان مردم از اول بهار برای خود توشه فراهم می کنند که در زمستان حیف و میل کنند ! اما آنقدر هوش و حواسشان به جمع آوری توشه است که زمستان شروع و تمام می شود ؛ ولی چون مشغول جمع آوری  توشه هستند متوجه نمی شوند که زمستان تمام شده و این چرخه در زندگیشان ادامه دارد .در بلوچستان نیز مردم هنگام زمستان سهمیه نفت خود را گرفته انبار می کنند  و کم کم در چراغ ریخته و مصرف می نمایند و اگر نفتشان تمام شد به فکر پیدا کردن نفت افتاده و یا اینکه منتظر سهمیه بعدی نفتشان می مانند .

 فصل زمستان فصلی مملو از مخاطرات طبیعی است مانند سیل زلزله سرما خوردگی تب شکم درد دست درد پا درد جان درد نادراهی و ناخوشی ریزش آب بینی شکستگی دست وپا کور شدن چشم و کر شدن شدن گوش و لال شدن زبان و انواع مرض که دعا کنیم که این مریضی ها نصیب گرگ بیابان نیز نشود . در بیشتر مناطق هنگام زمستان قبل از طلوع آفتاب چندین سگ ولگرد دور هم جمع شده و درمورد مسائل مختلف پارس می کنند و هیچ وقت هیچ انسانی قادر به درک آن ها نخواهد بود . در مناطق پر باران که همیشه و هر روزه باران می بارد امکان سرویس شدن دهان و لیز خوردن روی یخ و گل بسیار است مخصوصا اگر کسی بزند به جاده خاکی که واویلا است . برای درک هرچه بهتر زمستان باید باید در دل  آن قرار گرفت  به طوری که سرما تا عمق  استخوانمان جاری شود  و در آخر اینکه همیشه باید از سرمای زمستان فراری بود و تا می توانید خود را از سرما نجات دهید و مواظب انواع بخاری نفتی گازی برقی و زغالی باشید .

زمستان خوبی داشته باشید.


نوشته شده در سه شنبه 29 آذر1390ساعت 21:19 توسط سایت چانفــــــ> |

دهستان چانف در در قسمت جنوبی استان سیستان و بلوچستان وقع شده است. این دهستان ازشمال به ایرانشهر و از جنوب غربی به نیکشهر(nikshahr) محدود می شودوسعت آن 13 کیلو متر مربع است .

این دهستان از توابع بخش لاشار –اسپکه(spakeh) و جزء شهرستان نیکشهر است .

روستاهای توابع دهستان چانف((chanf شامل : گوانک((gavank، برشک((barashk، ناگوک((naghok

 برای دیدن معرفی کامل دهستان چانف روی ادامه مطلب کلیک نمایید/.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 23 آذر1390ساعت 22:30 توسط سایت چانفــــــ> |
عید سعید قربان مبارکباد

بسم الله الرحمن الرحیم

روز عرفه ، روز شناخت حق( عرفه ، روز شناختن)

روز نهم ذی الحجه است؛ اکنون، حج ، آغاز شده است ، حج اکبر! …

آغاز سفری بزرگ است ، احرام بپوش و از مکه بیرون آی.

شگفتا اکنون باید کعبه را رها کنی ، مکه را پشت سر گذاری! …

و اینک سفری که آغاز می شود ، سفر از کعبه ، ترک مکه ، چیست؟ حج اکبر!

آهنگ کعبه کردن ، حج نیست، قبله حج ، کعبه نیست. در آغاز چنین می پنداشتی، این خطاست. اکنون بیاموز که حج، « به کعبه رفتن » نیست ، « از کعبه رفتن» است …

اکنون ،تو ، ای که در بلندترین نقطه بندگی به «آزادی» رسیده ای … شایستگی آن را یافته ای که بگویندت: « از کعبه بگذر» !تو خود اینک از کعبه نزدیک تری!…

تو تا «خدا» برو!

نه دیگر «حج خانه» ، که حج « خدای خانه» کن.

اینجا سخن از « جهت» است ، نه « سرمنزل»، سخن از « به سوی کعبه» است نه « کعبه»! …

در « کعبه » نیز مایست! در حرم نیز ممان !

« تا کعبه» کعبه قبله بود ، تا جهت را گم نکنی ، تا قبله های دیگر نفریبندت،

« در کعبه » قبله جای دیگری است ،

آهنگ آنجا کن، آهنگ سفری بزرگ ، بزرگ تر از سفر کعبه: حج اکبر!

این است که روز عزیمت، هر کجا هستی ، لباس احرام بپوش و « از مکه بیرون آی» ! که

حج بزرگ تر «قبله» در «قفا» نهادن است ، از « کعبه » شریف تر کجاست ؟ می روی تا ببینی!

عرفات …

روز نهم ، وقوف در عرفات …

[ که در این وقوف ، تو خود مسافری ، رهگذری ...] که در این سفر خدا منزلگاه نیست، « جهت» است! این است که حج آهنگ مطلق است.

این است که اینجا سفر نیست، که سفر را نهایت است ؛ زیارت نیست، که زائر را مقصدی است ؛

حج است ، آهنگ مطلق ، قصد مطلق، مقصود هست و مقصد نیست! …

« عرفات » ، سخن از « شناخت » است ، « علم» !

پس « عرفات» آغاز است ، آغارآفرینش ما در این جهان!

اکنون به « عرفات» رسیده ایم ، در دورترین فاصله ای که در این سفر می توان با کعبه داشت.

جلگه ای خشک، مواج از ماسه های نرم ساحلی ، در میان تپه ای خرد ، سنگی ، که در « حج وداع»، پیغمبر آن را برای ابلاغ آخرین پیامش به مردم ، منبر گرفته بود …

در اینجا هیچ چیزی برای دیدن نیست ،اما بکوش تا

« عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری».

در اینجا هیچ تکلیفی نیست؛ در اینجا آنچه باید بکنی برتر از آن است که در قالب «تکلیف» گنجد؛

تأمل!

غنچه فطرتت را در زیر آفتاب پاک عرفات بگیر تا بشکفد، … ،

ای سایه پروردِ ستم! عزلت گرفته جهل! خزه مرداب های امن و آرام ، ای … «من» !

از خیمه ات بیرون آی، در اعماق این اقیانوس ژرف خلایق گم شو ، بگذار آتش ریزِ عرفات بسوزاندت، …

به هر حال آزادی، به هر گونه بخواهی می توانی این روز را بگذرانی، حتی در خواب! همچون همیشه! آنچه اینجا از تو خواسته اند، وقوف است؛ وقوف …

و وقوف درنگ است ، توقفی گذرا ، نه «سکونت» ، نه «سکون» …

برگرفته از کتاب « حج » دکتر شریعتی

 


نوشته شده در دوشنبه 16 آبان1390ساعت 6:32 توسط سایت چانفــــــ> |
درباره وبلاگ

دهستان چانف واقع در استان سیستان و بلوچستان شهرستان نیکشهر-بخش لاشار اسپکه .
روستایی با قدمت تاریخی و آب و هوایی منحصر به فرد که خرمای آن بسیار معروف می باشد.
این روستا دارای توابع زیادی است از جمله گوانک، برشک، هبودان،توکلی ، شهریانچ ، کهیری ، محنت ،مشکنت و ...
دهستان چانف دارای مکان های دیدنی و تفریحی زیادی است مثل کسمزور ، روک ، محمدآباد(محدآباد) ، معدن و...
اما با این همه امکانات خدادادی متاسفانه به دلیل کم توجهی متولیان روستا و مسولین منطقه و شهرستان پیشرفت محسوسی در این دهستان مشاهده نمیشود و مردمان این دهستان با مشکلات عدیده ای مثل کمبود آب آشامیدنی ، ولتاژ پایین برق ، و ... مواجه هستند.
به امید خدا نویسنده قصد دارد به معرفی توانمندی های این دهستان و بیان مشکلات آن بپردازد تا شاید گره ای از کار مردم باز شود .
به امید آن روز